العلامة المجلسي
1191
حياة القلوب ( فارسي )
ابن بابويه به سند معتبر از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلم روايت كرده است كه : جبرئيل نامهاى براي آن حضرت آورد كه خبر پادشاهان زمين در آن نامه بود ودر آنجا نوشته بود كه : چون اشج بن اشجان پادشاه شد دويست وشصت وشش سال پادشاهى كرد ، در سال پنجاه ويك از پادشاهى أو حضرت عيسى مبعوث شد به پيغمبرى وحق تعالى نور وعلم وحكمت وجميع علوم پيغمبران پيش از أو را به أو كرامت فرمود وزايد بر آنها إنجيل را به أو داد وأو را بسوى بيت المقدس فرستاد وبر بني إسرائيل مبعوث گردانيد كه ايشان را بخواند به كتاب خدا وحكمت وبسوى ايمان به خدا ورسول ، پس أكثر ايشان طغيان كردند وكافر شدند ، پس چون ايمان نياوردند دعا كرد پروردگار خود را ونفرين كرد بر ايشان تا مسخ شدند بعضي از ايشان به صورت شياطين از براي آنكه آيتي از براي ايشان بنمايد وايشان عبرت بگيرند ، پس باز طغيان ايشان زيادة شد پس سى وسه سال در بيت المقدس ايشان را دعوت كرد ورغبت فرمود ايشان را به ثوابهاى خدا تا آنكه أو را طلب كردند ، پس بعضي دعوى كردند كه ما أو را عذاب كرديم وزنده در زمين دفن كرديم ، وبعضي گفتند أو را كشتيم وبر دار كشيديم ، ودروغ مىگفتند ، خدا ايشان را بر أو مسلط نگردانيد وبر ايشان مشتبه شد وقدرت نيافتند بر تعذيب ودفن أو ونه بر كشتن ودار كشيدن أو وليكن چنانچه خدا در قرآن فرموده است أو را به آسمان برد بعد از آنكه قبض روح أو نمود ، وچون خواست كه أو را به آسمان برد وحى كرد بسوى أو كه بسپارد نور وحكمت وعلم وكتاب خدا را به شمعون پسر حمون كه أو را صفا مىگفتند وخليفهء خود گردانيد أو را بر مؤمنان ، پس شمعون پيوسته قيام به امر خدا مىنمود وهدايت مىكرد به گفتههاى حضرت عيسى قوم خود را از بني إسرائيل وجهاد مىكرد با كافران ، پس هر كه أطاعت أو نمود وايمان آورد به أو وبه آنچه از جانب خدا به أو رسيده بود مؤمن وهر كه انكار ونافرمانى أو كرد كافر بود ، تا آنكه خدا شمعون را به رحمت خود برد وبعد از أو براي بندگان خود پيغمبرى فرستاد از صالحان كه أو يحيى پسر زكريا عليه السّلام بود ، وچون شمعون از دنيا رفت اردشير پسر اشكاس پادشاه شد ، وچهارده سال وده ماه پادشاهى كرد ، مدت هشت سال كه از پادشاهى أو گذشت يهود يحيى بن زكريا عليه السّلام را شهيد كردند ، چون نزديك به شهادت